X
تبلیغات
انعکاس نور

 جرم من و معشوقعه این بود که در غیبت آب 

حرمت آب نگه داشته  غسل به تیمم نکرده ایم

.....................................................


دستهای باغبان سرخ

لبه تیز تیغ داس سرخ تر از گونه نو عروسان!

داس خود اسیر اوهام بود!!

برای رفع عطش باید گلوی گلها را بوسه زد

تا لبانش سرخ گردد

و چه زیباست رقص شمشیر و  لحظه وصال

رقص تاب خوردن گل با بوسه داس

و کوچه باغ شهر همراه با وزیدن نسیم

من و آسایش مو نسیم

مویش روی شانه اش

بر روی سینه اش تاب میدهم

و در آغوش عشوه گر گل

همچو ماهی تشنه در دامن اش شنا میکنم

و سلام بر تو ای خدا که خود زیبایی و تمام زیبای از توست

و سلام بر معشوقه ام

و سلام بر زیبای رقص و موی کمندش

و سلام بر زیبای وصال و حجله

سلام بر معشوقه ام

حسادت طاوس به بال شکسته شاپرک

من و معشوقعه دست در آغوش هم آواز شهادتین میخوانیم

به جای خطبه عقد از زبان عاقد ریا کار

خدایا داس از من سیراب میشود

و من از نوشیدن لب شیرین معشوقه ام در حجله

و سلام به وقت و محراب عبادت

برای دیدار تو در خرابات دل شکسته

سلام بر تو ای خدا!!!

+ نوشته شده در بیستم فروردین 1393ساعت 10:29 قبل از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

چشم بدتان کور 


عمرتان کوتاه 


به حق دل شکسته محمود


چشم خیس حضرت آقا 


خدا کند همیشه بمانید 


در ملال گندم ری


شما ابو جهلان 


شیوخ با دنیا معوا


.................................................................

سلام من به اکبر و شیخ حسن 

ما و شما دو خط موازی یم 

ما از روز اول 

ز شما جدا بوده ایم و بس

شرم حیاء

میدانم که ندارید 

شما قارون ثروتان 

چون از روز اول 

شما دشمن آقا بوده اید و بس

+ نوشته شده در هجدهم فروردین 1393ساعت 10:6 قبل از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 سلام بر پهلوی شکسته مادرم 

آنها مادرم را مظلومانه در مقابل چشم سرورانم و جدم کشتند پس من حق دارم  قاتلینش را نفرین و لعن کنم 

لعن الله دومی و اولی و سومی

 . لعن الله دومی . لعن الله دومی

کشتند مادر رسول سرمدی 

لعن الله دومی . لعن الله دومی

محسن را در آغوش کشید جبرئیل ناله کرد میکائیل گریه کرد عزرائیل 

بر اسمان ندای امد بر زمین

 . لعن الله دومی . لعن الله دومی

از غیرت آتشفشان شد مجتبی دست در دست حسین خود گذاشت 

آه از غیبت مصطفی گریان شد مرتضی 

بر اسمان ندای امد بر زمین 

. لعن الله دومی . لعن الله دومی

................................................................................................

ما زنده به آن ندای زنده باد بهاریم

گرچه دلگیر از دام و کمند روزگاریم

در چرخه سنگی آسیاب گردون

هر روز ما منتظر فصل بهاریم

میخواهم تو را یک لحظه ببینم گل نرگس

والله که ما قربانی راه بهاریم

س م مبین

......................................................................

شاید مرحمی باشد بر زخمی که مصعب بن زبیری فریدونی بر تن ما زد

باشد این پیام نوروزی.

هفت سین ایرانی و رنگ و مشخصات پرچم ایران هم جلوه ای از بهار حقیقی و خواست تاریخی ملت ایران برای رسیدن به بهار است.

نوروز یک سرود است، سرود زیبائی. نوروز یک ترانه است، ترانه مهربانی . نوروز یک سروش است، سروش آسمانی . نوروز یک درود است، درود بر بهار انسانی:

سلام بر تو ای بهار انسان ها

 سلام بر تو ای خرمی دوران ها

توسرآمدی، سَروَری، سَیدی، سالاری

چهار"سین" از هفت "سین" ایرانی

تو سبزی، تو سرخی، تو سپید

 تو خود بهار عشقی و هفت"سین" امید

"سین"، سبز، ریزش خزانه، رویش جوانه

؛ در پایش زمینه، در زایش زمانه

"سین"، سپید، زلال جلوه "بود"

؛ نمایش هَمایش هستی، عشوه "وجود"

"سین"، سرخ، روی گونه، پای لب؛

بوسة‌ یک جان عاشق، جسمِ تب

تو رنگِ سرخِ حسینی ، ترانه وفا؛

سپید چو روی ماه، مدیحه‌ زهرا(س)

تو رنگ "علی" را دوست می داری؛

منم کنار سبزینه دلت جاری

توسرخی، سفیدی، سبز می مانی

 تورنگ رایت مردمان ایرانی

زمانه ترا صدا می کند بشنو!

شاید مرحمی باشد بر زخمی که مصعب بن زبیری فریدونی بر تن ما زد باشد

به قصیده فریاد و غزل های پنهانی!

السلام علیک یا رَبیَع الاَنام و نَضرَةَ الایام

بار دیگر فرا رسیدن نوروز دل انگیز باستانی را تبریک عرض می کنم. پاسداشت آئین الهی - انسانی نوروز، فریاد"زنده باد زندگیِ" ملت هایی است که در پرتو معرفت ایرانی، حقیت توحید الهی و مهر محمدی(ص) را جستجو می کنند. لحظه تحویل سال، لحظه تجدید میثاق با تک سوار عشق و حقیقی ترین بهار هستی، موعود امم و منجی بشر است. غریو بلندی که زمین و زمان از زمزمه انسان پژواک می دهند که

" می آید بهار" که؛ زنده است یار، که؛ "زنده باد بهار"

متن کامل پیام نوروزی سال ۹۲ الامیر مختار الرییس محمود احمدی زعیم نجاد

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکم فروردین 1393ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 

با رنگ بنش دوباره سبز گشته اند

به مزرعه انقلاب علف هرز گشته اند

خنده تان زیبا نیست

سلام من به اکبر و شیخ حسن !

فندوق نادان دانا نیست

پسته خندان ؟ این را دیگه تو بگو !

خزانه ز گندم خالی بود ؟

علف هرزه که سبزه زار نیست!

( خبر مرتبط : http://mostafamobin.blogfa.com/post-535.aspx )

............................................................................. 

این چهار روز نیز بگذر

همچو که عوعو سگان بگذرد

بگذار بگذرد این فصل زمستانتان

چرخ و فصل افسون گران از باغ ما هم بگذرد

گرگهای بی حیاء پاییز چهره اید

پیکرم اینچنین از دندانتان بگذرد

درخون خود شوم باران آتشین

گلزار شهر ما از لگد مال شما  بگذرد

...................................................................................................

چون خدا هست هنوز

از چه دلتنگ باشی

 تو خود ترنم بارانی

از چه درکویر جهلشان

اینچنین در غم و ماتم باشی

س م مبین

+ نوشته شده در بیست و سوم بهمن 1392ساعت 8:52 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 صبح بود و آسمانی آفتابی

با نسیم وزین و آرامش

اما افسوس که طوفانی درهم کوبید

کلبه وقار و آسایش

نیمه روز بود که شد هوا ناگهان تاریک

بر آسمان شهر ابری سیاه غرید

رعد و برق و آذرخش هر سو

ابلیس بود که بر تن شهر تازیانه میکوبید

سیل بود و بارش باران

 قطره  قطره به صورتش جاری

قطره اشک دخترک نبود دیگر

در میان بارش باران

در شلوغی جوی آب گمشد

چقدر این کلمه برایش عادی شد اینبار

هی فاحشه از این جا برو گمشو

اشکها به گونه اش جاری

دخترک نیش خندی زد آهی

 آهی از دل کشید بلند

بلند شد دیگر از آن  جا رفت

رفت نه به پناه هوس بازان

 بلند شد و از آن شهر رفت

 رفت از انجا برای همیشه رفت

رفت به خارج شهر به قبرستان

تا بگوید خدای هست

نه برای شما برای ما کارتون خوابان

س م مبین

+ نوشته شده در چهاردهم بهمن 1392ساعت 10:35 قبل از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 

 ما زنده به آنیم که در نبرد آخرین بمیریم :

فردا دیگر کوفه بر ما میدان جنگ است

خانه به خانه ، کوچه به کوچه

در و دیوار شهر بر ما باران سنگ است

نبرد آخرین گویند همین است

ایستاده مردن و آزاده ماندن

حکم شمشیر ما ، اتمام جنگ است

ما با یاران غلاف شمشیر شکستیم

 قیام سرخ ما در زیر پرچم

تکان موج او طوفان جنگ است

س م مبین

سری به نیزه بلند است در برابر زینب

سـری بـه نیـزه بلند است در برابر زینب                 خدا کند که نباشد سر برادر  زینب  

نه مرکبی نه رکابی، امان ز ناقه ی عریان            چـرا دوبـاره نیامـد امیـر لشکر زینب


نه قوتی نه توانی میان آن همه دشمــن         نه مرهمی که نشیند به قلب مضطر زینب 

  


آنکه نسبی از اسماعیل دارد، تحفه سبزش در پیشگاه معبود، سر بریده و جسم غرق به خون است.

سرمشق دلدادگی عشق بازان کوی دوست را اینگونه نوشته اند: و فدیناهم بذبحٍ عظیم ...

یک عمر این نوحه را در عصرهای عاشورا به اشک دل آمیختیم که " خدا کند که نباشد سر برادر زینب "  غایت آمال دل مهجورمان سکنای قلب ام المصائب بود ولو به قیمت تقدیم هزار جان ناقابل به نیابت از وجود سالاز زینب سلام الله علیها. آنکه گِل وجودش را از فضل طینت خون خدا سرشته اند، محراب نمازش را در مسلخ عشق بنا نهاده اند.

رضای اسماعیل، رضایت حق بود. رضای اسماعیلی هم در پی  رضایت دوست.

این سر بریده رضای اسماعیلی است که همچون اسماعیل، نوجوانی اش را پیشکش محبت معشوق نمود و در جوار بانوی صبر، خورشید سرش بر مأذنه تیغ سفیانیان، خوش درخشید.

سلامٌ علی ابراهیم. داغی که حسین از غم اکبر به جگر داشت، جز خالق اکبر ز دل او که خبر داشت ...

خدا پدر و مادر رضا را که سالهاست مهاجر مشهد الرضا شده اند، در سایه رضای آل محمد (ص) صبر عطا کند.

درود خدا بر مجاهدان افغان که این روزها رگ های بریده شان، سند صدق ایمانشان گردیده است.

عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است

دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است

 برای دیدن تصویر سر بریده شهید به ادامه مطلب کلیک کنید

+ نوشته شده توسط سید حمید مشتاقی نیا در پنجشنبه دهم بهمن 1392 و ساعت 8:53 | وبلاگ اشک آتش
 

http://mostafamobin.blogfa.com/post-490.aspx

http://mostafamobin.blogfa.com/post-473.aspx

http://mostafamobin.blogfa.com/post-415.aspxؤ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یازدهم بهمن 1392ساعت 7:7 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

توضیح قرارداد کرسنت به زبان ساده
  

علی رادمان در فیسبوک نوشت:

مفاد قرارداد

مدت قرار داد:25 سال بین ایران و امارات(به عبارتی دقیقتر شرکت ملی نفت و شرکت کرسنت) (دارای دو مرحله ،مرحله اول 7 سال ، مرحله دوم 18 سال)

فروش نفت و گاز جمهوری اسلامی ایران با شرایط زیر:

قیمت هر بشکه نفت در مرحله اول(7 سال ابتدایی) 18 دلار
قیمت هر بشکه نفت در مرحله دوم(18 سال بعدی)40 دلار

امکان افزایش قیمت ها به صورت جدی وجود ندارد.

این در حالیست که امروز قیمت هر بشکه نفت نزدیک به 100 دلار است یعنی حدود 5.5 برابر قیمت مندرج در قرار داد

مشکلات قرارداد:

بهای ثابت قیمت در یک بازه بسیار بلند مدت و عدم امکان افزایش قیمت به صورت جدی
عقد قرارداد بدون مزایده بین المللی

اما ماجرا دادگاه لاهه چیست؟

با روی کار آمدن دولت نهم(طبق دستور دیوان محاسبات کشور) ، این قرارداد از طرف ایران به صورت یک طرفه نادیده گرفته شد ، شرکت کرسنت از ایران شکایت کرد.در دولت قبلی دو بار دادگاه برگزار شده است ، ایران در دو دور اولیه موفق به اثبات فساد در پرونده کرسنت شده است(اگر فساد اثبات شود دادگاه به نفع ایران و به ضرر طرف اماراتی حکم می دهد)

اما دور سوم(و البته دور نهایی):متاسفانه تعداد زیادی از متهمین دادگاه قبلی که جرمشان نیز به اثبات رسیده است هم اکنون از مسئولین بلند پایه وزارت نفت هستند و برای تبرئه خودشان از اتهام سعی دارند در دور سوم(دور نهایی) به هر قیمتی خود را از پرونده فساد تبرئه کنند.

تبرئه شدن همانا و اعلام حکم بر زیان ایران همانا.

حداقل ضرر این حکم برای منافع ملی ما 8 میلیارد دلار خواهد بود و حداکثر این مقدار تا 30 میلیارد دلار تخمین زده می شود

+ نوشته شده در بیست و ششم دی 1392ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 

امیر سلمان بن سلطان بن عبدالعزیز، معاون وزیر دفاع عربستان تهدید کرده است در صورتی که وضعیت فعلی در الانبار به همین منوال ادامه یابد، نیروهای سپر دفاع جزیره وارد استان الانبار خواهند شد تا بنا به ادعای وی این استان را از دست "صفوی های زرتشتی" نجات دهند.

عربستانی ها قصد دارند همانند بحرین نیروهای سپر دفاع جزیره خود را وارد الانبار کنند تا به اسم دفاع از سنی های این استان در برابر نیروهای عراقی صف آرایی کنند و با آنها بجنگند.

هفته گذشته وزارت دفاع عراق اعلام کرد که تونل طولانی ای را در زیر زمین نجف اشرف کشف کرده که به زیر بارگاه ملکوتی امیر المومنین حضرت علی (ع) می رسیده که القاعده قصد داشته با انباشت آن از مواد منفجره اقدام به انهدام این مکان مقدس کند.

الاسدی درباره حرف و حدیث ها درخصوص تصمیم عربستان برای اعزام نیروهای سپر جزیره به مناطق غربی عراق، اظهار داشت: هریک از مسئولان عربستان که چنین ادعایی کرده، می تواند به عراق بیاید و شانس خودش را امتحان کند. ما عراق را برای کسانی که بخواهند با دخالت در امور کشورمان بخت آزمایی کنند، به گورستان تبدیل خواهیم کرد.

بقیه در ادامه مطلب ........

http://mostafamobin.blogfa.com/post-476.aspx

http://mostafamobin.blogfa.com/post-475.aspx

http://mostafamobin.blogfa.com/post-420.aspx

http://mostafamobin.blogfa.com/post-460.aspx

http://mostafamobin.blogfa.com/post-477.aspx

http://mostafamobin.blogfa.com/post-481.aspx

http://mostafamobin.blogfa.com/post-487.aspx


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و چهارم دی 1392ساعت 3:47 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

این روز‌ها برای مادرمان زهرا (س) اشک بریزید
سلمان فارسى می گوید: کار مردم را به على علیه السّلام- در حالى که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله را غسل می داد- خبر دادم و گفتم: ابوبکر هم اکنون بر فراز منبر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله قرار گرفته، و مردم به این راضى نمی شوند که با یک دست با او بیعت کنند، بلکه با هر دو دست راست و چپ با او بیعت می کنند!
نکات پرس/ سلمان فارسى می گوید: کار مردم را به على علیه السّلام- در حالى که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله را غسل می داد- خبر دادم و گفتم: ابو بکر هم اکنون بر فراز منبر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله قرار گرفته، و مردم به این راضى نمی شوند که با یک دست با او بیعت کنند، بلکه با هر دو دست راست و چپ با او بیعت می کنند!

بقیه در ادامه مطلب ................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سیزدهم دی 1392ساعت 6:57 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 یاد آخرین حرفهای مختار رحمت الله علیه افتادم که گفت :
شما مدتی زمام امور خویش را به مختار ابوعبید ثقفی سپردید و خواستید در میانتان به عدالت حکومت کند تا آنجا که در توانم بود به طلب حقتان کوشیدم و با آفتهای عدالت خواهی جنگیدم ، من هرچه که بودم و هرچه که هستم خدایم بهتر می داند.
بد خواهان کذابم می نامند و ستمکاران دنیا دوست و قدرت طلبم می خوانند. اویی که مبرّا از خطا و گناه است ولیّ و وصیّ خداست ، کتمان نمی کنم که در مسیر قیام گاه پایم لغزیده و گاه دست و زبانم خطا کرده است. گوشهایم گاه نشنیده اند ، چشمهایم گاه ندیده اند. از خدا می خواهم که مرا ببخشد و خدا ارحم الراحمین است .
امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش.
و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
--------------------
مقام معظم رهبری فرمودند :
مردم، تشنه‌ى عدالت، تشنه‌ى مبارزه با فساد و تشنه‌ى تمسک به اصول انقلاب بودند، که وقتى دیدند یک نفر صادقانه این شعارها را سر دست گرفته و مطرح میکند، حول محور او جمع شدند.....
حال اگر زنده کردن ارزشهای انقلاب ، استکبار ستیزی ، عدالتخواهی ، انقلابیگری ، بازسازى خصوصیات جوهرى انقلاب و منطق امام، پایبندی به مبانی انقلاب ،و .... دروغ است و احمدی نژاد هم دروغگو و حامیانش هم طرفدار دروغگو .... لطفاً همراه احمدی نژاد ما را هم اعدام کنید تا خیالتان از بابت این دروغها و دروغگویان راحت شود .... چون ما همه احمدی نژادیم
+ نوشته شده در ششم دی 1392ساعت 7:40 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 

دیگر برایشان همین یک شب یلدا مانده است

چله نشینان کاخ سبز و سرخ شهر


آنها دگر حسین به کارشان نمیاید ، میدانید چرا ؟

  
چون نخ تدبیر دولتشان با رشته الله نمانده است

عمر این شب یلدای تا ابد دراز باد

آنگه که سر صبح بر روی نیزه جامانده است

عیش کنید و بنوشید از شراب جهل

آنگه که خورشید من حسین

در پشت ابر دیوار شهرتان غریب و تنها مانده است

ای وای بر شما و بر چله نشینیتان

آنگه که با ریای تبیر عبادتان

حضرت ابلیس دهانش وا مانده است

آخر این چه فتنه یست که علم کرده اید به شهر

ای بی حیایان بساط کاخهای خود جمع کنید دگر

گرچه امروز غرق ثروت و فرعون قدرت اید

اما به پای ما یک مشت دزد بی سر و پا بوده اید و بس

شرم و حیا ندارید ای قارون ثروتان

چون از روز اول دشمن آقا بوده اید و بس 

 

........................................................................ 
 
کاش رفتنش تا ابد تاخیر داشت
 
صحبتش بر سنگ هم اندکی تاثیر داشت
 
زین دنیا طلبان ما را چه سود
 
گرچه عدلش جاودان اکسیر داشت
 
آن رویا  غرق خون دیدم پیکرم
 
با تنها بودنش تعبیر داشت
 
ای خدا خود شاهدی چه جفاها که گذشت
 
آه مظلومیتش اینگونه تفسیر داشت
 
آن بهاری که با عشق می خواندمش
 
اینچنین پاییز در غیبتش تقصیر داشت
.............
 
سلام که نام خداست .
 
واما بعد که حاج محمود ما هم پرونده دار شد !

شنیدم که یک نفر از امیر کلا بابل در صورت آغاز دادگاه و در صورت محکوم شدن محمود
 
احمدینژاد ریس جمهور سابق میخواد از امازاده قاسم بابل تا میدان 72 نارمک پیاده روی
 
 اعتراضی را شروع کنه !
 
 به نظر شما :
 
 آیا او هم یک عدالت خواه هستش ؟
 
آیا منحرف هستش ؟
 
آیا سفرش حرام است و نمازش را باید کامل بخواند ؟
 
آیا اصلا نمازش ادا و درست هست و باطل نیست ؟
 
آیا اجنه و مرتاض چهار صد ساله در او رخنه کرده اند ؟
 
 عاقبتش چگونه خواهد شد ؟
 
 و در آخرشما نظرتون در مورد این شخص که دست فروشی میکنه و هیچ تسهیلاتی  از دولت
 
 گذشته نگرفته به خاطر دفاع از دولت گذشته در ساری در مراسم استقبال از احمدینژاد و
 
مشایی بازداشت ..............
 
و همچنین بیماری خشکی مفاصل و آرتروز داره و به نون شبش محتاج هست چی میتونه
 
 باشه؟
 
+ نوشته شده در نوزدهم آذر 1392ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 

سری که بروی دوش گران نباشد

افتاده نیست بلکه افراشته است

و چو خورشید بر فراز نیزه زار  آسمان

می درخشد

 

(( یا لثارت الحسین ))

 

.............................

 

کاش برا مصتحب ترک واجب و ادا نمیکردند

به بهانه ندیدن خورشید نماز صبح قضا نمیکردند

کجای عقل نوشته بر روی قلب خود پا نه

کاش به نام بصیرت آفتاب را از روز جدا نمیکردند

کاش به نام وفا به عشق جفا نمیکردند

دگر در به زندان بر ما عهدی نیست

کاش به جام شوکران درد ما دوا نمیکردند

در این سراب که آب مینامند

مرا چو ماهی در شنزار بیابان رها نمیکردند

دگر لبم به سوخت از بس که جرعه مغیلان نوشیدم

کاش در این ظلمت مرا به غربت مهتاب رها نمیکردند

 

..................................

 

گرچه آن مرد رفت و دیگر نیست

 

اما خدا با تمام وجودش که با ما هست

 

چون خدا هست ما هم چو آن مرد همچنان هستیم

 

گرچه چرخ  گردون  جبار و نامرد  است

 

اما بعد پاییز و گردش ایام

 

نوبت فصل بهار هم هست

 خبرگزاری فارس: سکوت احمدی‌نژاد/ لبخند فرجی‌دانا/ پاسخ قاطع ضرغامی به مطهری

س م مبین

+ نوشته شده در شانزدهم آبان 1392ساعت 10:23 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 

در این شام سرد این شب پره

خفاش زشت و بد این شو پره


در شب میچرند خفاش های پست

هر لحظه می مکنند زالوهای پست

خون هم وطن خون شاپره

 
خون شاپرک ناموس دختره
 
ای ننگ به ما با این سکوت ما
 
 خفاش خورده است غیرت را یک سره

 ..............................

با نام بیابان آمد 

این مرد با نان آمد

 نانش صفت و سنگ است 

در بهار چو زمستان  آمد

 با آمدنش جمع کامل شد

شاه داشتیم سلطان آمد

 فندوق نادان آمد

گویا پسته ای خندان آمد

 خندان و شادان آمد

با لباس قدیسان آمد

 گمانم چهره اش را دیدم

گرچه با نقاب فروان آمد

در دست داسی پنهان

با کلید زندان آمد

 چو ساقی به میخانه آمد

باده و پیمانه آمد

 با شوکران و جام آمد

شوکران در یک صبحگاهان

در بزم قتل یاران

 با قطرات خون یاران

 خواهد بارید باران

بعد ما در کلاس درس بگوید 

یک جوانمرد در باران آمد

 یاییز و زمستان را کشت

 با گلهای بهاران آمد

 

+ نوشته شده در پانزدهم آبان 1392ساعت 8:50 قبل از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 

(( گرامی باد ۱۴ آبان روز ملی مازندران در تقویم رسمی کشور و سال روز

تاسیس اولین حکومت شیعه مذهب جهان بعد دولت قیام امیرمختار ( ره )

یعنی دولت علویان طبرستان ))

 

عشق و ایمان انداران

 زنده باد مازندران

 

بر نگین انگشتری

 گوهر و دُرند جملگی

 

مردمی از آفتاب

مردم مازندران

 

ببر خویند مردمان

در دفاع از دینشان

 

لشگر ۲۵ باشد نشان

کربلای مازندران

 

گرچه غارت گشته اند

در قرون و در اعصار

 

اما چو دماوند استوار

 غیرت مازندران

 

عشق و ایمان اندران

 ای دولت پاک گوهران

 

خاک پاکت مقدم

مهدی صاحب زمان

 

ای دیار عاشقان

ای وارث شاهدان

 

مدفن آل نبی

کشور علویان اندران

 

دیار سرو قامتان

 

توسکا چهره مهربان

 

سر بداران سربدار

همه فرزند تویم

 

مام میهن مادرم 

 مادرم مازندران

 

فرمان داد گرد هم شوید

 هادی بو صاحب زمان

 

مهدی مرا  را یاورند

 مردم مازندران

 

حضرت عبدالعظیم

شاهنشه ملک یلان

 

ناصر الحق وارثش

پادشه مازندران

 

چون دگر پاییز شد !

جنگل مازندران

 

کاسه صبرش لبریز شد!

 دریایی مازندران

 

دشت و کوه و صخره ها نفرین میکنند

بریعقوب و سامانی و تیمورلنگ

 غزنوی و  هلاکو  دشمن مازندران

 

مازیار و آل زیار

کشته اند اجداد من

 

نامشان ننگین باد

 در دامن مازندران

 

لاشخور بی بوته

کفتار سگ تیموریان

 

افعی گرگ انسان نما

گورکن بد نما

 

اسکندر شیخی بی اصل و نصب

سره سکندر ساخته

 

 از خون جوانان وطن

 سادات مازندران

 

گرچه به ناحق کشته شد

میربزرگ ببرمرد  مازندران

 

اما صنوبر و توسکا فرزندان او

رویده اند در  مازندران

 

گرچه شب است 

و ظلمت گرفت بر آسمان شهرمان

 

اما ببر من دیگر مخواب

صبح شد مازندران

 

س م مبین

+ نوشته شده در دوم آبان 1392ساعت 7:29 قبل از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 

ما ز آنها چشم یاری داشتیم

گرچه آن دوستان را یار خود میپنداشتیم

اما افسوس ما چو انها 

 دوست از دشمن نمیشناختیم

 

دشمنان در لباس دوستان آمدند به بزم

گرگها در پوست میش میدان رزم

 

دوستان آن دیدبانان بصیر

گشته بودند در اوهام جهل خود اسیر

جمله گی عابد و مرید و خود عمار گو

در عمل نهروانیانی بی شعور

 

گرچه آهنگ بصیرت میزدند

اما تیشه بر ریشه عدالت میزدند

از احد تا صفین و ساباط و نینوا

دستت شان تا مفرق آلوده بود در خون شهیدان کربلا

 

گفت مختار آن منتغم شهید

ای کوفیان حرف آخرم را خوب بشنوید

هرکه بر قیام ما امروز مکروهیت میدهد

تا قیام و یوم الحشر بر قتل شیعه رضایت میدهد

 

گفت مولا به کوفیان بی رجال

ای شبهه انسانهای اشباح الرجال

در حرف چو طبل رسای پر ادل

در عمل چو زنبوری بی عسل

 

الغرض ای دوستان من گفتم این مثل

پند گیریم از تاریخ و از متل

از چه رو گشتیم بی عمل و بی عسل

جان مولا بر خیزیم دگر شد وقت عمل

 

س م مبین

+ نوشته شده در بیست و نهم مهر 1392ساعت 10:3 قبل از ظهر توسط سید مصطفی مبین |


چو دیدید سرما بهار آورید

چه شعر قشنگیست به کار آوریم

در این برف و سرما که فصلش تویی

بهار چو نیامد ردا  آوریم

بهار در به زندان چوگشته اسیر

چو رندان به زندان هوار آوریم

به میله به سنگ و به آجر بگو

دوا از دمار شما آوریم

به سلطان به داروغه ، زندانبان بگو

مگر شهر جمله ارث اجداد توست 

نیامده خواهی با داس چوبه دار آوری

ما را به کلیدی دادش فریب

به داس و به قفل زندان بدادش نصیب

در این سوز و سرما به شهری غریب

 دگر چاره ای نیست چو گشتیم اسیر

خدایا به زندان پناه آوریم


.


 س م مبین

 ازخون جوانان وطن لاله دمیده 

 
از خیانت بزرگان وطن سرو خمیده


چو کین و خصم بر چهره شهر نقش کشیده


آن دم که روحانی شهر زهر خریده


ای هم وطنان برایمان شیخ از سفر آورده تفه


صد جام شوکران و زهر و می باده

 
این هست حقیقت ره میخانه نرفتن


واله که ابلیس به خرقه روحانی شهر خزیده


ای پرده دران نوبت پرده دری شد


واله که ابلیس به چهره خود نقش زهد کشیده

س م مبین

...............................................

ابلیس آمده با لشگری سترگ

 
فندوق های تردد پسته ای مسخره
 
ابلیس آمده با لشگری سترگ
 
دجال در پسش با ناقوس مرگ

 
اینبار آمده گندم درو کند

 
گندم های سرخ گندم های زرد
 
قدیس چهره و ابلیس سیرت اند

 
جادوگران زشت کاهنان پست

 
از بس که خورده اند اژدها شدند

 
مار بودند و افعی نما شدند
 
در رود خانه در بالا دست شهر
 
کوسه قامت و اژدها دو سر
 
با ورد و سحرخود سد کرده راه نهر

 
درختان  شهرهمه بی برگ و بی ثمر
 
خاک مرگ پاشیده شد بر خانه های شهر
 
امروز ز شهرما شیطان خدا شده

 
با نیش خند و قهر ربالنوع  اغنیا شده
 
لات و هول خودش عزرا دخترش

 
ابو فتنه شهر شیخ الشرفا شده

 
قارون ثروت و فرعون قدرت است
 
با آنکه کوسه است  شیر ژیان شده

 
اشراف در پسش ابلیس در جلو

 
شاه شهان که بود عالی جناح شده
 
صاحب دو جناح صاحب دو مقام

 
صاحب مرگ و جان ما و شما شده
 
فرمان جنگ و صلح باشد اراده اش
 
هر جام شوکران باشد نشانه اش
 
بر پاهای او ابلیس نطفه زد

 
بر شانه های او شیطان بوسه زد

 
عالی ترین عالی جناح اوست

 
بر تخت شاهی اش  ضحاک چتمه زد
 
مار دوش و اژدها  شانه است

 
مغز هر جوان باشد نشانه اش

با جادوی کاهنان سد کرده راه به قهر
 
ضحاک میخورد مغز جوانان شهر
 
با سحر ساحران ظلمت گرفت بر آسمان شهر
 
مرگ میزند بر درب خانه های شهر

 
در آن گیر و دار و با این همهمه

 
نوری رسید به ما در کوچه های شهر
 
آهنگر زاده ای پرچمینه کفن
 
بر آتش سپند کاوه سیرت و سیاوش کمند
 
سیمرغ سوار  بر قلب انجمن
 
راه رود خانه کرد راهی پر خطر
 
ضحاک ماردوش آن اژدهای زشت
 
در رودخانه خفته بود کوسه بد سرشت
 
آهنگر زاده ما آن جوانمرد شهر
 
خادم ملت و خادم دین و شرع

 
پنجه به پنجه شد با اژدهای دوسر
 
هشت سال نبرد سخت نبردی پر خطر

 
پنجه به پنجه و نفر به نفر

 
با اکسیر عدل شمشیر بسته بود

 
گر چه شکسته شد الماس پر گوهر
 
شمشیرش بماند برای ما همه برای کل شهر

ضحاک مار دوش غول سیاست است
 
قدیس چهره و باطن خباثت است
 
سیاست باز بازنده زغفلت است

 
انچه گفته ام داستانی ز خلقت است
 
خوب و بدش هر دو روی یک سکه است
 
برنده ماجرا نیکی به خلق و خدمت به ملت است

 
آهنگر زاده شهر خادم ملت است
 
خادم مردم و صاحب عزت است

 
ای جوانان شهر حاضران این نبرد
 
با بصیرت بنگرید ای وارثان بعد

 
کاوه ماندنیست یا مار دوش دوسر
 
محمود ماندنیست یا کوسه اژدها دوسر

 
ما را نشان ز درفش داد و رفت

 
کاوه چگونه ماند محمود ماند و رفت
 
س م مبین

....................................................................................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دهم مهر 1392ساعت 8:42 قبل از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

حسن فریدون روحانی در  مصاحبه با سی ان ان «هولوکاست» (کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم) را پذیرفته و در مجمع خلع سلاح با دعوت از اسرائیل برای پذیرش اسرائیل به مجمع خلع سلاح به صورت ضمنی و با پیش شرط اسرائیل را به رسمیت شناخت .

حسن فریدون روحانی به سی ان ان گفته است که من قبلاً گفتم که من یک مورخ نیستم و زمانیکه بحث درباره ابعاد هولوکاست به وجود می‌آید، مورخان هستند که باید بازتاب از خود نشان دهند اما در کل من می‌توانم بگویم که هرگونه جرمی که در تاریخ علیه بشریت به وجود آمده است، از جمله جرمی که نازی‌ها علیه یهودیان و غیریهودیان انجام دادند، تا جایی که به ما مربوط می‌شود، سزاوار سرزنش و محکومیت است.

.......................................

برای بدرقعه و خیر مقدم به جناب حسن فریدون اشعاری سرودم و به پیشگاه جناب شان تقدیم نمودم امیدوار که طرفدارانشان جایزه ویژه اعنبردست را به عنوان صله به من ندهند چون کشیدن ناخ واقعا درد دارد ؟!

حسن زنجیر باف ! بله

زنجیر برامون بافتی ؟! بله

به دستامون بستی و سلول زندان برامون ساختی ؟! بله

کلید زندان طلای شد ، حسنی ما هوایی شد ، هوای تخت شاهی شد .

نیومده عجب بلایی شد ، دندون کوسه ماهی شد ، پسته اکبر شاهی شد ،

حسن قفلی رفتش نیویورک به فرمان اکبر حاجی شد ،

نیومده عجب بلای شد .   وای  وای  وای  آخ  آخ  آخ

کلید را گم کرده حسن ، قفل را گذاشت جای کلید!

آب حوض را پرکرده حسن ، توی دروازه گل کرده حسن !

وای که از دست حسن ، اکبر را خول کرده حسن !

به چپ چپ رفتنش به راست راست رفتنش همه را اسکول کرده حسن

+ نوشته شده در پنجم مهر 1392ساعت 9:26 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 

.........................................................................

 

ای کشتی طوفانی آماده طوفان باش

 
خیزو چو ماهی ها از ساحل گریزان باش


چو  موج به جا برخیز با قامتی شور انگیز


دریا بیابان شد تو بارش باران باش


در چهار فصل گردون پاییز و زمستان هم هست

 
اما تو از همه زیباتر تو فصل بهاران باش

..........................................

 

باریدنت بهار آغاز زندگی


ای یادگار عشق در سایه سار عشق


زخمی پیکر و با سنگ آشنا


همچو ستاره ای در سنگسار عشق


باریدنت بهار ای مهر ماندگار


زهرا نشانه ای  حیدر  یادگار

 

ای فصل زندگی شهر بیابان شده


در غیبت به ما گویا خزان شده


ای فصل ماندگار در این کویر سخت برما تو ببار


........................................................................................

 

و سلام که نام خداست

دیشب ساعت 12 به منزل رسیدم و بعد از کمی استراحت طبق

عادت به وبگردی پرداختم که در وبلاگم دکتر مهدی کوچک زاده

تقاضا کمک خواست http://kouchakzadeh.blogfa.com/post-280.aspx

تا ساعت 3 شب طرحم طول کشید 

البته باید بهطور جدی یاد آور شوم که دکتر کوچک زاده با من

هیچگونه ارتباطی ندارد و حتی گاها با ایشان اختلاف دید گاه هم

داشته باشم اما فقط مسئولیت طرحاهیم بر عهده خودم هست و

ایشان یا هیچ شخصیت دیگری در مورد طرحاهیم مسئول نیستند.

با تشکر سید مصطفی مبین



+ نوشته شده در پانزدهم مرداد 1392ساعت 10:25 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |


ما منطقه ممنوعه را دیدیم اما هرگز از میوه

ممنوعه نخوردیم ما عیش نکردیم که در خرابات

خیال سیر کنیم اما در کنج خرابه های شهر بر بال

فرشتگان سیر کرده و در قلب محرومان عرش خدا

را دیدیم فرق است بین بزم مان و بزم تان در

بزمتان حتی عالمان از شراب روحانی مینوشند

و دنیایی میشوند اما ما شراب عدل از جام

شوکران نوشیدیم و آخرایی شدیم .

س م مبین


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهاردهم مرداد 1392ساعت 7:53 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 

اس ام اس های درباره نهضت بهار ( توسط سید مصطفی مبین )

۱. با شکستن جوانه ها بهار هرگز نابود و خزان نمیشود چون بهار اندیشه است و اندیشه هرگز  خزان نمیشود !

۲. ما یار اسفند بودیم و در التهاب حوادث بر آتش سپند و به زمستان نه گفتیم و عاشقانه همراه با پرستوها  آواز بهار را میخواندیم اما افسوس که قبل از آمدن بهار پائیز کودتا کرد !

۳. جوانه ها  سربازان بهارند زمستان و پائیز  بداند که بهار اصل مثبت تغیر است برای هماهنگی با نظام  آفرینش و رویدن دوباره زندگی !

4. فرمان رسید از آنکه ندا یا لثارات الحسین سر میداد که ما بر بال فرشتگان و ملائک سوار گشته و بر اشقیا بتازیم و دفاع کنیم از سنگر محاصره شده دولت قیام بهار در کوفه زمان . اما افسوس که فرشتگان از ما فرمان نبردن و بهانه آوردن که زمین فرش است و ما عرشی پر و بالمان میسوزد اگر به فرش برویم . ما ماموریم تا شمار را به عرش کبریا بره تا آنجا را معطر کنید با شرار اشک طهورایی خود برای معراج قدوم محمودیان . و باز دوصد افسوس که فرشتگان ندانستند که قلب خونین محرومان قطعه ای  از بهشت است و امیر مختار ریس محمود سفیر ولایت معراج.

+ نوشته شده در هشتم خرداد 1392ساعت 8:18 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

و اینک آخر الزمان؛
نبرد ششم ... !؟
ولی فقیه را آنچنان که خود شناخته اند معرفی می کنند نه آنچنانی که هست!
به جهت کج فهمی و تعصب بی جا و تعریف نادرست از این مفهوم نورانی، معتقدان راستین به ولایت فقیه به ضدیت و زاویه با ولایت متهم می شوند.
حالا وقتی دیگر آقای ما از تعریف و تبیین اقتدارگرایان رهایی یافته می توانیم بگوییم: 'آقا را از هر طرف بخوانید آقا است'

شبکه ایران / یادداشت خواندنی پیش رو از احمد مقیمی در سایت نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه پیام نور اصفهان انتشار یافته و به دلیل اهمیت، شبکه ایران آن را تقدیم خوانندگان محترم می نماید:

 و خدا انسان را خلق کرد

و به او اختیار داد

و انسان قدرت انتخاب پیدا کرد

و او با این قدرت انتخاب همواره در انتخاب بین جبهه حق یا باطل قرار می گیرد.

و این نبرد حق و باطل بر اساس شرایط زمان و قرار گرفتن در آستانه ی آخرالزمان گونه های مختلفی به خود می گیرد

نوشتار پیش رو سیری از نبرد حق و باطل در طول تاریخ است.

بقیه در ادامه مطلب ................

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارم خرداد 1392ساعت 6:41 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

دکتر عبدالرضا داوری: دعواها اصلاً سیاسی نیستند / طیف بزرگی از

جریان فتنه تا اصولگراها زیر چتر بازارگرایی قرار دارند

نزدیکی به زمان انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ بهانه‌ای برای گفت‌وگو با عبدالرضا داوری، مدیرمسئول روزنامه شهروند است تا هم علل تخریب دولت احمدی‌نژاد و هم پاسخ‌هایش به برخی تفاوت‌های دولت‌های عدالت‌طلب با دولت‌های سازندگی و اصلاحات را از زبان وی بشنویم و نظر وی را درباره رابطه رئیس‌جمهور با رهبری جویا شویم. وی در گفت‌وگوی یک ساعته خود با روزنامه خورشید از تفاوت راهبردی دولت‌های نهم و دهم با دولت‌های دیگر، نظر رهبر معظم انقلاب درخصوص تضاد میان جامعه‌گرایی و بازارگرایی و وجود دوقطب اصولگرا- اصلاح طلب در جامعه سخن گفت. اظهارنظر درباره نظریه پیشرفت و عدالت، حل نابرابری‌های درآمدی و… از مهم‌ترین محورهای این گفت‌وگو است.

چرا از ابتدای سال ۸۴ این همه تخریب را علیه دولت شاهد هستیم؟

علل تخریب دولت احمدی‌نژاد را باید در دوسطح ایدئولوژی و استراتژی جست‌وجو کرد.


باوجود اینکه شایعه‌پراکنی می‌شود که نظرات رئیس‌جمهور با رهبر معظم انقلاب در زاویه قرار دارد و حاکمیت دوگانه شکل گرفته است، اما واقعیت آن است که احمدی‌نژاد بر خلاف دولت‌های قبلی، بر انگاره حاکمیت دوگانه خط بطلان کشید.

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در نوزدهم فروردین 1392ساعت 9:6 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |


دکتر عبدالرضا داوری افشا كرد رازهای انگلیسی براندازی احمدی نژاد
/ عسگراولادی اقتصاد دولت احمدی‌نژاد فشل استزمان خاتمي بهتر كاسبي ميكرديم / شبکه پیچیده، طرح ناتمام فتنه 88 برای براندازی احمدی‌نژاد را دنبال می‌کند / اتهام «جریان انحرافی» رگ و ریشه‌ انگلیسی دارد  /  قطعا مرحوم کردان قربانی یک توطئه انگلیسی شد  / یکی از ویژگی‌های مهم احمدی‌نژاد این است که توانست چهره استعمار پیر انگلیس را به درستی شناسایی و افشا کند   بخش زیادی از حملاتی که به احمدی‌نژاد می‌شود، مربوط به همین خطی است که وی آن را شناسایی کرده و به تبع آن، منافع انگلیس در ایران را محدود ساخته است مدل اجراشده علیه احمدی‌نژاد که همکاران نزدیکش را با برچسب جریان انحرافی مشهور کردند، کاملا بر اساس مدل‌های جنگ روانی انگلیسی طراحی شد و عده‌ ای هم ناآگاهانه و ناخواسته وارد این بازی شده‌اند سی سال دیگر که اسناد وزارت خارجه انگلیس منتشر شود (هر سی سال این کار انجام می شود) معلوم خواهد شد که دولت انگلیس با دولت احمدی نژاد چه کرده است اقتصاد ایران در یک‌سال اخیر را می‌توان به یک بازی شطرنج تشبیه کرد که یک طرف آن تیم اقتصادی دولت است و در طرف دیگر یک «ابر کامپیوتر» قراردارد. بسیاری از حامیان دیروز و امروز دولت احمدی‌نژاد بر این باورند که از سال گذشته دشمنان داخلی همراه با دشمنان خارجی باعث شده‌اند فشارها بر تیم اقتصادی دولت برای ساماندهی وضعیت شکننده بازارهای اقتصادی کشور افزایش یابد. آنها چه در محافل خصوصی و چه عمومی بر این نکته تاکید دارند که هر حرکت این تیم اقتصادی در شطرنجی که به آن اشاره شد، با پاسخی حساب‌‌شده از سوی ابرکامپیوتری مواجه می‌شود که «انگلیسی‌ها» بازیگر اصلی آن هستند. البته اگر کتاب تاریخ ایران را ورق بزنیم، از این دست اتفاقات بسیار بوده که همیشه یک پای ثابت آن جریاناتی منتسب به انگلیس معرفی شده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در هفتم فروردین 1392ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

يكي از مهمترین همکاران بی‌بی‌سی در ایران کیست؟+عکس

سایت وابسته به احمد توکلی، به بهانه بازداشت شبكه رسانه اي مرتبط با دولت انگليس، امروز در مطلبی با عنوان «مهم‌ترین همکار بی‌بی سی در ایران کیست؟»، با انتقاد از اين بازداشت‎ها، تلاش كرد نوك پيكان حمله خود را به سمت رسانه ملي و شوراي  عالي امنيت ملي برده و همكار اصلي بي بي سي را نه اين شبكه خبرنگاري كه رسانه ملی، آنهم به دلیل رویکرد ضعیف و آنچه سانسور وقایع و یکجانبه‌گرایی نامیده، معرفي كند. 
به گزارش رجانیوز، سایت «الف» با اشاره به بازداشت تعدادی از عوامل رسانه‌ای وابسته به تلویزیون دولتی انگلیس توسط وزارت اطلاعات در هفته‌های اخیر، به نوعي همكار اصلي بي بي سي را نه خبرنگاران دستگير شده كه صداوسیما و شوراي امنيت ملي معرفي كند. با این حال بررسی اخبار منتشر شده در این شبکه و همچنین خروجی سایت اینترنتی آن نشان می‌دهد که اتفاقا نه تنها تحلیل الف در این زمینه درست نیست – با تاکید بر اینکه رسانه ملی هم رویکرد و جهتگیری مناسبی در برخي زمینه‏هاي اطلاع‌رسانی عمومی ندارد – بلکه این سایت و مدیرمسئول آن یکی از مهم‌ترین منابع خبري تلویزیون ملکه بریتانیا در سال‎‏هاي اخير بوده‌اند. 
 
برای اثبات این مساله نیاز به زحمت کشیدن نیست؛ چرا که اکثر روزهای هفته و در اکثر اتفاقات حساس و رسانه‌ای کشور، می‌توان نامی از احمد توکلی و سایت الف در میان تیترهای نخست سایت بی‌بی‌سی فارسی پیدا کرد که با آب و تاب به انتشار مواضع آن‌ها پرداخته شده است. سخنرانی‌های احمد توکلی و نطق‌هایش در مجلس و همچنین مقالات سایت الف همیشه یکی از بهترین منابع تغذیه اخبار BBC بوده است. 
 
پوشش پرحجم مطالب مندرج در سایت الف و سخنرانی‌های احمد توکلی در سایت تلویزیون دولتی بریتانیا
 
 
جستجوی کلیدواژه «احمد توکلی» در سایت اینترنتی این شبکه، حدود ۶۰ صفحه نتیجه به همراه دارد که رقم بسیار بالایی است و نشان می‌دهد حجم زیادی از مطالب سیاسی این سایت به بازنشر سخنان وی اختصاص داشته است. جالب این است که در سال ۲۰۱۱ جستجوی نام احمد توکلی به عنوان نماینده مجلس ایران، نتایج بیشتری را نسبت به جستجوی نام گوردون براون، نخست‌وزیر سابق انگلستان در سایت اصلی بی‌بی‌سی فارسی به همراه داشت! 
 
رویکرد بی‌بی‌سی نسبت به سخنان و اظهارات احمد توکلی و همچنین مطالب مندرج در سایت وابسته به او همیشه یک مشی متعادل متمایل به همراهی بوده و تاکنون هیچ مطلبی در نقد رفتار و سخنان او و سایت الف در این رسانه‌ انگلیسی منتشر نشده است؛ موضوعی که سبب می‌شود تا نتوان این مساله را به حضور فعال او در عرصه سیاسی کشور نسبت داد و با این بهانه که توکلی همیشه در موضوعات مختلف اظهارنظر می‌کند، پوشش دائمی بی‌بی‌سی از سخنان او را توجیه کرد.
 
در مجموع می‌توان گفت انتخاب این سوژه از سوی سایت الف مبنی بر اینکه «مهم‌ترین همکار بی‌بی سی در ایران کیست؟»، یک اقدام کاملا بجا و شایسته بوده است اما در بخش پاسخ به این سوال، اشتباهی رخ داده است؛ چرا که همانطور که در بالا اشاره شد، شايد بتوان يكي از مهم‌ترین همکاران بی‌بی‌سی فارسی در ایران را، خود این سایت و مدیرمسئول آن دانست که یکی از سوژه‌های جذاب برای پر کردن ستون‌های خالی و برنامه‌های بدون موضوع تلویزیون ملکه هستند.

لطفا ديدگاه خود را در د مورد اين مطلب را بنويسد و من را در معرفي شخصيت احمد توكلي ياري فرمايد تا بتوانم جواب سوالم را در يابم كه چرا اين فرد از دكتر احمدي ن‍ژاد كينه دارد و هدف از نوك پيكان حملاتش چيست ؟
 

+ نوشته شده در بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 7:16 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

و سلام كه نام خداست


مدتي بود كه آپ نشدم اما كمابيش به وبلاگهاي دوستان سر ميزدم و مطالب شان را مطالعه ميكردم  در اين بين وبلاگهاي بودن كه فيلتر شدن و تا مسئولين فلترينگ بار ديگر نام آزادي بيان را مخدوش كنند

بگذريم از فشار ها و تهديدشن ها كه ديگر برايمان امر بسيار عادي شده است ايكاش مدئيان دروغين ولايت مداري فقط يك ذره به حرف ولي امر گوش ميدادند اي كاش حرف و طرز فكر و انديشه امام خامنه اي سر لوحه كار شان بود اما افسوس كه عمار هاي دروغين از حقيقت عمار بي خبرند .

ديروز يكي از آنها بد جوري تحقيرم كرد همان هاي كه آلوده به گناه و معصيت هستند و شنعي ترين و زشترين گناه هان را انجام ميدهند در جمع و خفا ما را گناه كار معرفي ميكنند .

البته جوابش را با اس ام اس دادم و در حالي كه دعاي ناد علي كبير را زمزمه  ميكردم نوشتم

يا علي جان به حق زهرا و يا فاطمه به حق محسن ، حسن و حسين ذليل كن آنهاي كه ما را ذليل مي پندارند و با اشك دل در سر قنوت نماز ناله سر دادم خدايا آنها خود آلوده به گناه اند اما ، ما را خطا كار لقب ميدهند خدايا تو بندگانت را يكسان ارزش دادي و فرمودي برترين مخلوقات كسي است كه تقواي بيشتر داشته باشد پس چرا و چگونه آن حقيران ما را به خاطر فقر مان حقير و پست ميدانند خدايا حقارت دنيا و آخرت رابه آنها مبتلا كن و ما را در پناه خودت بگير كه جز تو پناگاهي نداريم .




+ نوشته شده در هفتم بهمن 1391ساعت 10:5 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

 

باز باران بی ترانه

 میبارد بر سطح دریا

میخورد بر مرد صیاد

میچکد بر روی قایق

و من آن ، ماهی صید، صیادم

باز میخوانم موج دریا را

 تا به رقصم بر پشت کولاک

 ولی امروز !

من در این قایق ، تنهای تنهایم

نمی آید نفسهایم

کجا رفته پرشهایم

 که دیگر سخت می بیند 

نور و سو سو  چشمهایم

باران باز میبارد

بر تن خسته

بر پولکهای زخمی ام

که طناب تور ماهی گیر !

کنده تمامش را !

برای لحظه آخر میخوانم

با بالکهای زخمی ام

با اندام رنجورم

که ای موج و کولاکم

من آن فرزند دریا ام

نهنگم من ، من از ساحل گریزانم

 با آخرین نفس هایم

 میخوانم با تمام ایمانم

قعر عمق دریا را

و باران باز میبارد

بر سرو رویم

 بر کف قایق

بر مرد صیاد

 که با پاروی قدیمی ، همچو داس میکوبد بر سینه دریا

با نفس های درد آلود

میخندم ، میگریم و میخوانم

که ای جبار ، ای سفاک !

 ای تابلوی استکبار و استبداد و استمثار و استعمار

من ببر جنگل و دشت ، طبرستانم

سرباز پور حیدر نامی ،جهان خواه ، وطن بانم

خدای من

در این دم آخر ، باران با تمام سخت باریدنش زیباست.

گمانم آسمان دریاست

که من را با بالهای نسیم و نگاه سرخ چشم خود

 به قعر و عمق خویش میخواند

در غروب ، موج کش ساحل !

و ایمان دارم که می آید

بهاری از ارمغان پاکی ها و خوبی های

بعد این فصل خزان

 که حتی در دریا ماهیان را میکشد

س م مبین

 

+ نوشته شده در بیست و چهارم تیر 1391ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط سید مصطفی مبین |


Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

+ نوشته شده در پنجم مهر 1390ساعت 10:58 قبل از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

رزمنده و در صف جهادیم هنوز

نابود گر ظلم و فسادیم هنوز

سوگند به انتظار منتظران مهدی

ما یاور رهبر و احمدی نژادیم  هنوز

مبارک باشد بر مستضعفان و منتظران جان جهان  ، میلاد منجی عالم بشریت قائم آل محمد (ص) مهدی فاطمه ها ، منتقم شهیدان کربلا ، وارث ولایت و ذوالفقار  حیدر کرار ، دین انبیاء و اولیاء را حافظ و نگهدار ، لشگر حق را سپه دار ، احیا کننده دین محمد (ص) را دگر بار ،آید با سربازانی از منتظران و ملائک و ابرار ، که هم اوست عالم به 72 علم و اسرار ، اوست فرزند و وارث و قائم آخرین فرستاده خاتم کردگار ، اوست کباران را کبار ، اوست دلیل عالم عرش و فرش و اسرار ، اوست بر منتظران دلیل صبر و انتظار ، کردگارا بتابان بر ما خورشید تابان را ، امام القائم امام زمان را ، تابنگریم در او از محمد ( ص ) علی ( ع ) انبیاء نشان را ، که قیامش مرحم زخم علی و زهرا باشد و در کوچه های تنهای غربت الغربای عالم امکان ، اوست ولی بر جهان ، و  آخرین اولیاء جهاندار ، که اوست بر دین حق عمود و عمدار و سپیدار ، قیام و ظهور کند بر انتقام شهیدان کربلا دگر بار ، که هم اوست منتقم کرار .

+ نوشته شده در بیست و پنجم تیر 1390ساعت 7:58 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

فرشتگان دیگر فرمان نبردند از ما :

وای که دگر بعد مختار تشکیل و برپایی دولت اصحاب و یاران علی و ائمه اطهار در ذهن مان یک افسانه نگردد و دریابیم امیر مختارها را و نگذاریم تاریخ تکرار شود برای قتل ولی امر در کربلا زمان که اینبار مختار قبل فاجعه کربلا قیام میکند نه بعد شهادت مولا .
فرمان رسید از آنکه ندای یا لثارات الحسین  سر میداد که ما بر بال فرشتگان و ملائک سوار شویم و بر اشقیا بتازیم و دفاع کنیم از امیر مختار در محاصره دژ و کوشک کوفه زمان . اما فرشتگان دیگر فرمان نبردند از ما و  بهانه آوردند  زمین فرش است و ما عرشی ، پر و بال مان می سوزد اگر به فرش برویم . و گفتند هرچه مقدر باشد بر امیر مختار و ریس محمود همان میشود . ما ماموریم که شما را به عرش و کبریا ببیرم تا آنجا را به نام یاران معطر کنید و شست وشو  دهید باشراب اشک طهورایی خود ، برای قدوم محمودیان .

+ نوشته شده در چهاردهم تیر 1390ساعت 7:9 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

و سلام که نام خداست که بر مجاهدان راه دینش باد . و جبار هم که نام خداست که لعنتش بر شیاطین و جباران باد .
 مختار و کیان و امیر مختارهای زمان  پیاده به میدان بروید و زره از تن بر کنید که خود شمشیری هستید بی غلاف و نیام . شما به چه علت نباید  پیاده به میدان بروید مگر شعار  امیر مختار  و کیانها فریاد یا لثاراتالحسین نیست پس ما چه انتظاری از قوم بنی حمار . امام کش ، ولی کش وسفیر ولایت کش کوفی نسب  داریم که سر نوشت مختار های زمان را به گونه دیگری رقم بزنند و در تصور اندیشه بنی حماری خود خون مختار ها را که فریاد یا لثاراتالحسین میگویند را از خون امام حسین رنگین تر بدانند و در نبرد حروا های زمان دگر بار فاجعه کربلا را بوجود نیاورند . قوم بنی حمار کوفی زمان باید مختار ها را پیاده به میدان بفرستند ، چون قوم بنی حمار بر گوساله سامری وخر شیطان سوار است . و مختار ها و کیان ها هم باید پیاده به میدان بروند چون مجاهدان راه خدا به رسم اولیاء خدا بر بال فرشتگان و ملائک سوارند . ما چه بخواهیم و چه نخواهیم قوم بنی حمار کارش را انجام میدهد خیانت در ذاتشان نهفته است و هر از چند گاهی چو آتشفشان مصیبت به بار می آورد . ماهم مصیبت و زجر کشیدند در ذاتمان و صبر و انتظار فرج در اندیشه مان . ریس محمود امیر مختار خود شمیری است برای اسلام در دست یدالله امام خامنه ای ما باید زره و سپر آن شمشیر مقدس باشیم تا آن شمشیر ذوالفقاری باشد در بدر و حنین نه ذوالفقاری 25 ساله در نیام . آری به رسم راد مردان و شهیدان باید پیاده به میدان رفت و سینه های خود را هدف تیر کین دشمنان قرار داده تا سندی گردیم سرخ رنگ برای مظلومیت امام خامنه ای ولی امر زمان خود .

+ نوشته شده در هفتم تیر 1390ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط سید مصطفی مبین |

مطالب قدیمی‌تر